أبو الحسن الشعراني
63
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
فرستاديم و خلقت همه در سير نزولى اين است . « 1 » قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً . « 2 » مؤلف : در آثار آمده كه مهبط آدم عليه السّلام كوه سرانديب بود كه درازترين كوه هند است و مهبط حوّا جدّه . مرحوم شعرانى : دانشمندان طبيعى معتقدند زمين در آغاز خلقت آتشى گدازان بود كه هيچ جانورى نمىتوانست در آن زيست كند . پس نخستين موجود زنده پس از سرد شدن خاك آفريده شد بىتوالد و تناسل از پدر و مادر ، مانند اوّلين ماهيانى كه ابتدا در آب قنات و چشمه بىتناسل موجود مىشدند ؛ چون قنات حادث مىشود و اتصال به دريا ندارد ، مانند هوامّ بر بدن و موى و جامهء انسان و حيوان . پس از خلقت آدم ، بىپدرومادر عجب نبايد داشت . امّا مدّت زمان از خلقت آدم تاكنون معلوم نيست ؛ موافق تورات پنج هزار سال و اندى است ، اعتبار بدان نيست . و در بعض روايات آمده است كه پيش از آدم ، آدم ديگر بود و پيش از او آدم ديگر الى غير النهايه ، و ظاهرا نسل آنها متّصل به يكديگر نبود ، و اللّه العالم . و غرض قرآن در اين قصص ، عبرت و موعظه است نه بيان تاريخ يا تفصيل مدّت . « 3 » أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ . « 4 » مؤلف : و خلود به نوعى عرف دليل دوام كند ، چنانكه گويند لا خلود للدنيا ؛ أي لا دوام لها ؛ و أهل الجنّة مخلّدون فيها ؛ أي دائمون . و الّا در وضع لغت ، عبارت بود از مدّت دراز ، چنانكه گويند : خلّد فلان في السّجن إذا حبس مدّة طويلة ، و اگرچه دائم
--> ( 1 ) . همان ، ص 153 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 38 . ( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 178 . ( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 39 .